نسخه آرشیو شده
معصومه ناصری
دوشنبه، ۲۶ دی ۱۳۹۰

تجربه تماشای صحنه‌ برنده شده فیلم جدایی نادر از سیمین، مثل لحظه‌های بازی ایران و  استرالیا است. شادی‌های پس از این برد هم مثل شادی‌های پس از همان بازی، گسترده است.

به لطف شبکه تلویزیونی «من و تو» این مراسم برای اولین بار به صورت زنده از یک شبکه فارسی زبان پخش شد.  برخی از خانواده‌های ایرانی‌ هم حتی برای دیدن این صحنه کنار هم جمع شده بودند. یکی دو ویدئویی که کاربران شبکه‌های اجتماعی از لحظه اعلام این جایزه در خانه‌هایشان روی یوتیوب منتشر کرده‌اند و من دیده‌ام، نشان دهنده لحظاتی پر از اضطراب و هیجان و امید و شادی است.

در لحظاتی پر اضطراب، مدونا اسم ایران را به عنوان دریافت کننده جایزه بهترین فیلم خارجی «گلدن گلوب» اعلام کرد تا خیلی‌ها مثل صحنه گل زدن خداداد عزیزی، از هیجان به هوا بپرند.

 

در شرایطی که جستجوی نام ایران در سایت‌های خبری همیشه با خبرهای تحریم و انرژی هسته‌ای و مواضع غیر دلپذیر سیاستمدارانش همراه بوده است، اعلام نامش روی صحنه گلدن گلوب توانست صبح دلپذیری برای بسیاری از ایرانیان بسازد.

شواهد موجود در حساب توییتر و فیس بوک و گوگل پلاس من نشان می‌دهد اغلب دوستانم برای تماشای این پیروزی، شب زنده‌داری کرده‌اند.
اصغر فرهادی هم که از شور و هیجان هموطنانش با خبر بود روی صحنه، از مردم ایران نام برد تا شادی این گوی طلایی را با آنها شریک شود. 

آنچه بسیاری از مردم ایران را وادار به شب زنده داری کرد چیزی فراتر از یک جایزه سینمایی بود. برای بسیاری از آنها این جایزه معنایی فراتر دارد. از دهن کجی به حکومت تا همدلی با کسی که فیلمش روایت آدم‌هایی است از طبقه متوسط. طبقه‌ای که در سال‌های پس از به قدرت رسیدن محمود احمدی‌نژاد، سخت ترین فشارها را تحمل کرده‌اند. با بردن این جایزه برخی از مخالفان و منتقدان حکومت احساس می‌کنند که به دروازه حکومت گل زده‌اند. 

با وجود همه جشن و پایکوبی‌هایی که من در فضای مجازی می‌بینم، لزوما «همه مردم ایران» هم  از این پیروزی سینمایی شاد نیستند. سال گذشته وقتی اصغر فرهادی در میانه ساخت این فیلم بود، وزارت ارشاد پروانه ساخت فیلمش را لغو کرد. دلیل این برخورد، سخنان انتقاد آمیز فرهادی در جشن خانه سینما بود. او در این جشن گفته بود که امیدوار است وضع مملکت طوری شود که گلشیفته فراهانی، بهرام بیضایی و امیر نادری به ایران برگردند و جعفر پناهی هم بتواند در ایران فیلم بسازد.

این جملات، مقامات ایران را عصبانی کرد تا جایی که فیلمبرداری این فیلم را متوقف کردند اما بالاخره کوتاه آمدند و فیلم ساخته شد.

یکی از رویارویی‌های هواداران و مخالفان حکومت ایران بر سر نمایش عمومی این فیلم اتفاق افتاد. وقتی بسیاری از مسئولان فرهنگی و سینمایی و سیاسی ایران همه توان خود را برای رکورد زدن فیلم اخراجی‌ها به صحنه آوردند، در سوی دیگر کارزارهایی در شبکه‌های اجتماعی برای حمایت از فیلم جدایی نادر از سیمین شکل گرفت.

حتی فیلمی با عنوان «دوپینگی‌ها» از سوی جریان‌های سینمایی نزدیک به حکومت ساخته شد که همین رویارویی را روایت می‌کند. کارگردان این فیلم سعید باطنی که اخیرا فیلمش در «جشنواره فیلم عمار» نمایش داده شد، هفته گذشته گفت که «آن‌ها طرح ریخته‌اند که فیلم «جدایی نادر از سیمین» در اکثر جشنواره‌های معتبر برنده شود و امروز برای گلدن گلوب دومین جشنواره بزرگ سینمایی و جشنواره بفتا آن را نامزد کرده‌اند و شما بدانید که این‌ها با توجه به رقیبان فیلم در اسکار، این جایزه را به «جدایی نادر از سیمین» می‌دهند.»

درست در روزی که بسیاری از رسانه‌های ایرانی خبر جایزه گرفتن اصغر فرهادی را تیتر خود کردند، خبرگزاری فارس در خبری که شایسته انعکاس در صفحه یک این سایت و حتی صفحه اصلی گروه فرهنگ و هنرش نمی‌دانست به این جایزه اشاره کرد. فارس نوشت که از نکات قابل توجه در حاشیه مراسم، توجه فرهادی به واکنش افکار عمومی و جامعه هنری ایران در مواجهه با رفتار گذشته خود بود. دست ندادن فرهادی با مدونا که جایزه را به او اهدا کرد آن هم یک روز پس از انتشار تصاویر دست دادنش با آنجلینا جولی مورد توجه فارس قرار گرفت.

در همین روز رجا نیوز به بهانه نقد فیلم «اسب حیوان نجیبی است» یادداشتی منتشر کرد که در تیتر آن، فیلم جدایی نادر از سیمین را به «آروغ‌های روشنفکری» فرهادی تعبیر کرده است.

پیش از این ابراهیم حاتمی کیا هم در آبان ماه با انتشار نامه‌ای خطاب به رضا میرکریمی کارگردان فیلم «یه حبه قند»، به بهانه تحسین فیلم او به اصغر فرهادی کنایه زده بود که «اگر این حَبّه قندت نبود، یادمان می رفت کجایی هستیم و با کامِ تلخ در صفِ سفارتِ خرس نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب مان به جبرِ همکار تلخ مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.»

او در برنامه سینمایی هفت هم خیلی صریح‌تر از این فیلم انتقاد کرده بود که مخاطب را «ناامید» می‌کند. 

تا این لحظه، هیچ کدام از مسئولان سیاسی ایران و حتی مسئولان فرهنگی، که پیروزهای ورزشی را تبریک می‌گویند دریافت یکی از مهم‌ترین جایزه‌های سینمای جهان را به اصغر فرهادی تبریک نگفته‌اند. شاید دریافت اسکار، بتواند آنها را ناچار کند به سینمایی که دوست ندارند لبخند بزنند.

 
این مطلب را به اشتراک بگذارید


آگهی