نسخه آرشیو شده
درگیرها (۱۷۵)- قصابی روح (پرده آخر)
درگیرها (۱۷۵)- قصابی روح (پرده آخر)

این مطلب را به اشتراک بگذارید

یکنفر

به نظر من در هر دو قسمت نقد وارد است. به گمانم دوستان فراموش کرده اند که در همین ادبیات اسلامی هم عفو و بخشش بهتر از قصاص است.
اولا اینکه اگر تجاوزی به جان و سلامتی شخصی صورت می گیرد باید در صدد پیشگیری از آن بر آمد. به نظر من قسمت اول کاملا گویاست. این که اصولا در ایران هیچ تلاشی در جهت کاهش آمار این گونه تجاوزات (اعم از قتل و اسید پاشی و تجاوز و...) صورت نمی گیرد و بدتر اینکه سعی می شود اصلا این آمار به رسمیت شناخته نشود.
در مورد قسمت دوم، پس از اینکه چنین تجاوزی اتفاق افتاد، آیا قصاص هدفی جز انتقام جویی دارد؟ به عنوان مثال حبس ابد از دیدگاه اجتماعی اصولا چه چیز کمتر از قتل نفس تحت عنوان قصاص دارد. خاصه اینکه قصاص هرچقدر به حق، باز مجوز نوعی خشونت آن هم از بدترین نوع آن یعنی قتل است. آیا بهتر نیست به جای افزایش خشونت در جامعه سهمی در کاهش آن داشته باشیم؟

یکنفر | ۰۱ تیر ۱۳۹۰ - ۱۵:۴۱
پرنده

این اندیشه مصور پاکسرشتانه بسیار ستودنی است...
حق نگهدارت مانا

پرنده | ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۱۷
رضا

این گوباترین وصف قصاص است !!!

رضا | ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۲:۵۴
شاهدخت

خیلی کار قشنگیه متشکرم ولی نکته جالبتر اینه که رژیم همزمان با هردو اتفاق  (جرم وقصاص)سوء استفاده سیاسی میکنه واعدام یا عزل ونصبی رو همزمان انجام میده

شاهدخت | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۵:۳۷
yeki

من تقریبا همه کارهات رو دیدم. خیلی روشنفکر٫ و همینطور پر ایده ای. ایول

yeki | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۴۵
payman jahanbin

Like always an excellent work, it moves you ,an ugly sight but makes you to hate violence and inhumanity ,the true face of this cannibal regime

payman jahanbin | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۳۸
علی

مانای عزیز، قصاص ممکنه که وحشیانه باشه و پیشگیری راه بهتریه، ولی در مورده اسیدپاشی یک موجود وحشی روی خودخواهی با جان یکتفر دیگر بازی کرده، چرا نباید قصاص اجرا بشه؟

علی | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۳۲
amirreza

kheily mamnoon vaghean haghighate

amirreza | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۴:۲۶
شهاب

بعد از مدت ها یک کار عالی!مرسی

شهاب | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۲
امیر

حقگوی ‘گرامی ممکن است توضیح کامل تری بدهید درباره ی “ذات بشر”؛ و این که از چه راه و روشی به وجود و  شناخت و تعریف این ذات رسیده اید که اینقدر با اطمینان درباره ش صحبت میکنید؟

امیر | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۵۴
حقگو

والا توی غرب هم که ما همه اش داریم خشونت بیشتر و بیشتر رو می بینیم! آماری که از  خشونتهای خانگی داده میشه آمار خشونتهای خیابانی .نوجوانهای بزهکار،کودکانی که با اسلحه همکلاسیهایشان رو می کشند!، گروههای گنگستری... حمله وحشیانه به مردم کشورهای دیگه رو هم اضافه کنیم دیگه تکمیل میشه...همین سربازان امریکایی و انگلیسی که این بلاها رو سر مردم کشورهای خاورمیانه می اورند هم شاگرد همین کلاس فرهنگ غرب هستند دیگه! عکسهاشون رو دیدید حتما!
طوری حرف می زنید انگار با ترویج این افکار گوگولی مگولی در غرب ذات بشر تغییر کرده.تا وقتی انسانی تو دنیا هست خشونت هم هست و حس نفرت و انتقامجویی هم نسبت به خشونت کننده هست.شما نمی تونید ذات بشر رو تغییر بدهید.این رو قبلا خود غربیها هم کشف کردند که توی همه فیلمها و بازیهای کامپیوتری و حتی کارتونهای بچه گانه شون هم از خشونت و سکس(استفاده ابزاری از زن) به وفور استفاده می کنند...

حقگو | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۸:۱۷
مجید

نقد به هر دو قسمت وارد است مگر این که شما ترجیح بدهید به جای واقعیت این کارتون، ذهنیت خود را ببینید: میزانسن مشابه دو جنایت (اولی و دومی که قصاص است) خون حتی بیشتری که بر تیغه کارد در کادر دوم نشسته که انگار حاصل دو قتل است، عدم حضور مردم در صحنه اول و حضورشان به عنوان مشوق در صحنه دوم از جمله علائم واضحی است که خودآگاه یا ناخودآگاه شما بر رویش چشم بسته

مجید | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۱۶
سهیل

قصاص وحشی گری نیست دوست عزیز! منظور این کاریکاتور هم طبق برداشت من، کوتاهی و اهمال دولت است که باعث به وجود آمدن پدیده ی اسیدپاشی شده. نقد به قسمت اول وارد است نه قصاص!

سهیل | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۷:۰۷
سربلند

این پدیده اسیدپاشی هم یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب شکوهمند اسلامیه. وقتی حکومت به خودش اجازه میده دست به هر خشونت و جنایتی بزنه، از مردم انتظار دیگه ای نمیشه داشت...

سربلند | ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۰۲:۴۲
bahbr

سلام خیلی خوب بود چون تودنیای کافر غربی تهدید مجازات  داره اینجا کمک خواستن بابت تهدید شدن وخوب نتیجه راهم که شما گفتی غم انگیز که قوانین ما مارا به سمت وحشی گری بی رحمی هوچی گری ونفرت هدایت می کنه

bahbr | ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۹:۵۷
فرح

چقدر کارهای تو را دوست دارم . چقدر ظریف می بینی. چقدر بموقع می بینی. چقدر ذهن خلاقی داری. و من چقدر این ذهن انسانی را دوست دارم

فرح | ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۸:۰۹
صفحه 1 از 1 صفحه
آگهی