تا هفته دیگر، خانواده درگیر برای صدمین بار به مردمک میآیند. به همین مناسبت مانا نیستانی و پدربزرگ درگیرها مهمان مردمک خواهند بود.
تا هفته دیگر، «درگیرها» برای صدمین بار اینجا، در مردمک خواهند بود. این بار اما تنها نیستند و مانا نیستانی هم همراه آنها میآید.
مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی، کارهای بزرگ و کوچک و متوسط زیادی انجام داده است، از طراحی مجموعه «آقای کا» تا بردن نشان شجاعت و جایزه جشنواره مطبوعات. اما برای مردمکیها، خانواده درگیر، مجموعه آشناتری هستند.
مجموعه کمیک «درگیرها» داستان یک خانواده متوسط ایرانی است. آقای درگیر، پدری میانسال، گاه سنتی گاه مدرن (مثل اغلب ما) است که همسری دارد به نام اشرف و دو فرزندش با نام آزی و مازی با تمام شور و هیجان به دنبال تغییر و تحول اند و پدربزرگ که حتی از نوههایش سر پر شورتری دارد. خانجان پیزوری، مادربزرگ خانواده هم از اعضای «تحولخواه» این خانواده است.
درگیرها همانطور که از اسم شان پیدا است درگیر تمام مسائل روز میشوند، از سیاست، فرهنگ و هنر گرفته تا ورزش و ریز و درشت مسائل اجتماعی، هرچند که سیاست زدگی امروز ما نقش سیاست را در زندگی روزمره شان پر رنگ تر کرده است.
گه گدار شخصیتهای فرعی مثل ساسان، کامی، آقای همسایه و ... با این خانواده معاشرت میکنند. اما مثل خیلی از ماجراهایی که همه چیزش به خیر و خوشی نمیگذرد اینجا هم پای یک آقای سرکوبمنش در میان است.
مانا نیستانی خالق خانواده درگیر، به مناسبت به صد رسیدن خانواده درگیر مهمان مردمک خواهد بود. پدربزرگ خانواده درگیر یعنی جوگیر درگیر هم همراه او خواهد بود.
اگر از مانا سوالی دارید یا برای هر کدام از اعضای خانواده درگیر پیغام و پسغامی دارید همین پایین بنویسید. مانا نیستانی و پدربزرگ، همینجا به سوالات شما جواب میدهند.
سلام به مانا\nمحدویت زمانی هم برای خانواده درگیر گذاشتی؟ یعنی فکر می کنی تا کی با درگیرها سروکار داری؟ \nباید بگم گاهی دوستان به ای-میل یاهو و هات میل و ...من کارهای درگیرت رو برام میفرستند.
سلام من سوالم اینه که از کجا برای این شخصیت ها الهام می گیری؟ و ا ین که چرا قهرمان داستان که می تونست به صورت طبیعی یکی از فرزندان خانواده باشه، بابابزرگه؟
مانا سلام\nچند ماه پیش، یه بار تو یه کافه دیدمت که نشسته بودی و تو فکر... خیلی دوست داشتم بیام و باهات صحبت کنم، ولی حس کردم که تو اون لحظه خاص به خلوت نیاز داری... فکر کردم که یه ذهن خلاق احتمالا به استراحت بیشتر نیاز داره تا شنیدن تعریف و تمجید یه مخاطب، پس خودخواهی نکردم و مزاحم نشدم\nاز اینکه بگذریم، به عنوان یه بیننده معمولی ظرف یکسال گذشته رشد عجیبی رو دارم توی کارهات مشاهده میکنم، بلوغی که نه تنها پیشرفت خالق کارهات رو به رخ میکشه،بلکه ذهن بیننده رو هم قلقلک میده که هوی... پاشو، بیدار شو، بزرگ شو! \nاز صمیم قلب بهت تبریک میگم و ازت ممنونم که با هنرت روزگار مارو به تصویر میکشی.\nدوست دارم یه روزی خانواده درگیر توی ایستگاه مرکزی شهرهای ایران نمایش داده باشه. لبخند کجی که روی لب آدمای اون روز نقش میبنده به یه دنیا میرزه مانا...
مانا،\nفک میکنی یک روز بشه که سرکوب منش و بابا بزرگ با هم دوست شند و هیچ کدوم نخواد اون یکی رو از بین ببره؟ فک میکنم این تنها راهه نجاتمون باشه.
سلام بر مانای عزیز.\nکامنتی که آرین گذاشته باعث شد یه سوالی برام پیش بیاد. تا حالا انیمیشن کار کردی؟\nیا به فکرش هستی که از مجموعه ها، داستانها و شخصیت هایی که تا حالا خلق کردی، انیمیشن هایی بسازی؟(کوتاه، بلند یا سریالی حتی) خیلییییی خوب میشه هااااااا! )\nمثل همیشه موفق باشی.
گر بابا بزرگ کمی هم در مسائل اجتمائی و اقتصادی که در روز مره وجود داره خودی نشون بده دیگه بسیار محبوبتر میشه!
مانا جان سلام\nشخصا چقدر به جنبش سبز امیدواری. \nخود جنبش سبز با همین وضعیتی که هست ها نه جنبش دمکراسی خواهی و حقوق بشر ایرانیان و بقیه. خود همین جنبش سبزی که هست خالص و مخلص؟
به امید خدا کتاب خانواده درگیر رو هم می دی بیرون و بعدشم سرمایه گذار گنده منده و کارتونش و از دیزنی لند بده بیرون تنه به تنه دونلاد داک و ...... بعدشم بری برا جام جهانی
يه سؤال رو خيلي وقت بود ميخواستم از مانا بپرسم: چرا توي عكس “كلاه شاپو” سرت گذاشتي؟ يه خورده ياد مرد كلاه شاپويي توي ماجراهاي آقاي كا 1 افتادم.\nبرداشت من اينه كه الان ما و مملكت ما گرفتار كسي شدهايم كه براي خلاص شدن از دست اون بايد به دشمن سابق (همون مرد كلاه شاپويي) پناه ببريم...!\n\nبه اميد روزي كه اتفاقي كه براي “مرد كلاه شاپويي” در انتهاي داستان افتاد براي ديكتاتور فعلي هم بيفته.
سلام آقای مانا\nکارات خیلی خوبه ولی کارهای توکا ماناست\nاین جور فکر نمی کنی؟
مانا جان ، کاریکاتورهات حرف ندارند ، به ویژه خانواده درگیرت.\n.\nهمیشه منتظر کارهای تازه ات هستم و چیز دیگری که من رو خوشحال میکنه اینه که مثل بعضیها از واژه کارتون استفاده نمیکنی برای کاریکاتور.\n.\nهمیشه شاد و خرم باشی\n.\n666
گاهی اینجوری به نظر می رسه که کارتونها یک راه حل برای مبارزه هم ارائه می دهند این عمدی است ؟ \nکارهای خانواده درگیر همگی دوست داشتنی هستند موفق باشید.
Sorry can’t type Persian .Just wanted to thank greatly him for single-handedly bearing the weight of covering what passes on the people’s plight at the time most needed and scarcely one found .The ideas in his posts and cartoons are great and unique .All the best to him
راستي بابايي يادم رفت بپرسم \nمي خواستم بيام خواستگاري از دختر درگير ! اجازه مي ديد شما ؟!
سلام بابا بزرگ خيلي مخلصيم در بست هم داره البته\nبابايي از مانا تشكر كن از طرف ما هم ببوسش !!
بابا بزرگ اینقدر جدیه که گاهی یادمون می ره بابا بزرگ تابع اتفاقات روز پیش می ره و به نظر میاد اتفاقات روز تابع فعالیت های بابا بزرگ پیش میره. خوبی این احساس در اینه که باور می کنیم مردم تاثیر گذار هستند.\nمرسی مانا که این حس امید بخش رو تداوم میدی.
سلام مانا\nچرا بابابزرگ هیچوقت نمیخنده؟ حالا درسته طفلک همهاش غصه داره و عصبانیه از وضع مملکت یه ور، بچهاش یه ور. اما یه ذره هم گاهی بخنده. \nخسته نباشی.