میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با گذشت هفت ماه از زمان حصر خانگی خود، در حضور شماری از ماموران امنیتی زن و مرد با سه فرزند خود دیدار کردند.
پایگاه خبری کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی امروز، ۱۶ شهریورماه گزارش کرده که این نامزد معترض به انتخابات در این دیدار «ناگهانی» و «بیسابقه» که در خانه یکی از دختران آنها انجام گرفت، تاکید کرد که با تداوم وضع فعلی، نمیتوان امیدی به انتخابات و شرکت در آن داشت.
اشاره آقای موسوی به انتخابات نهمین دوره مجلس ایران است که بر اساس توافق میان وزارت کشور و شورای نگهبان، قرار است ۱۲ اسفندماه برگزار شود.
نهمین دوره انتخابات مجلس، نخستین انتخابات است که پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم برگزار خواهد شد.
سخنان آقای موسوی، دومین اظهار نظر او در سال ۹۰ است که رسانهای میشود. او پیشتر در فروردین ماه امسال، زمان درگذشت پدرش با حضور در منزل پدری خود همگان را برای ادامه راه به صبر دعوت کرده بود.
اظهار نظر میرحسین موسوی در مورد انتخابات آتی در شرایطی منتشر شده که به تازگی آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی به مسئولان هشدار داده که انتخابات به امنیت کشور صدمه نزند.
از آن روز تاکنون موج حملات به مخالفان دولت شدت گرفته و برخی مسئولین نیز بر جلوگیری از انحراف در انتخابات تاکید کردهاند. ازجمله حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات که دیروز گفت که این وزارتخانه هیچگونه انحرافی را در انتخابات مجلس نهم برنمیتابد.
او همچنین از «ائتلاف» علنی و عمدتا مخفی «جریان فتنه» با «جریان انحرافی» برای مقابله با خط اصلی نظام خبر داد.
«فتنه» اصطلاحی است که پس از انتخابات جنجالبرانگیز ریاست جمهوری خرداد ۸۸ به رهبران معترض به نتیجه انتخابات بهویژه به مهدی کروبی، میرحسین موسوی و حامیان معترضان نسبت داده میشود.
«جریان انحرافی» نیز به اسفندیار رحیممشایی، رئیس دفتر محمود احمدینژاد و همفکران او در دولت آقای احمدینژاد گفته میشود.
در همین حال، محمد خاتمی، رئیسجمهوری پیشین و منتقد دولت دهم، دیماه سال گذشته آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها را از شرایط اصلاحطلبان برای حضور در انتخابات آینده مجلس اعلام کرد که با واکنش تند اصولگرایان مواجه شد.
در اعتراضهایی که بعد از انتخابات سال ۸۸ به نتایج آن صورت گرفت، دهها نفر کشته و شماری زیادی از روزنامهنگاران، فعالان سیاسی، اجتماعی و معترضان بازداشت شدند.
«تمام آثار هنریمان را از خانه بردهاند»
آقای موسوی و خانم رهنورد در دیدار اخیر خود تاکید کردند که تمام ارتباطات آنها و نیز دسترسی به روزنامه، رادیو و حتی بعضا لوازم نوشتاری قطع شده است.
آنها همچنین گفتهاند که تعداد زیادی از آثار هنریشان و نقاشیهای آقای موسوی و خانم رهنورد در روزهای ابتدایی حصر و در بازرسی ها از خانه توسط ماموران خارج شده و در جای نامعلومی نگهداری می شود.
در جریان این دیدار آقای موسوی به اعمال برخی فشارها نیز اشاره کرده که به نوشته «کلمه» منظور او، ایجاد نگرانی برای آقای موسوی و همسرش در مورد وضعیت سلامت، زندگی و امنیت دخترانشان در مدت زمان حصر آنها بوده است.
آقای موسوی همچنین در این دیدار پس از شنیدن شایعات منتشر شده در برخی رسانهها در مورد بیماری و وضعیت بد جسمی خود، ضمن اظهار تعجب هرگونه بیماری خود و همسرش را به طور جدی رد کرد.
فرزندان آنها در این دیدار شرایط جسمی پدر و مادرشان را کاملا خوب ارزیابی کرده و گفتهاند که آنها در شرایط مساعد جسمی و روحیه بسیار عالی قرار داشتهاند.
حضور یکی از مسئولان بلندپایه قضائی در این دیدار از جمله مهمترین نکات قابل اشاره این دیدار است که واکنش شدید میرحسین موسوی را نیز به دنبال داشت.
آقای موسوی در واکنش به حضور این مقام قضائی گفته بود که این شخص چرا و با دستور چه کسی در خانه فرزندش حضور یافته است.
وبسایت کلمه، نام این مقام قضائی را ذکر نکرده است.
پایگاه خبری «کلمه» که این خبر را منتشر کرده، در پایان نوشته که پس از این دیدار و سخنان صریح میرحسین خطاب به مسئول قضائی، فشارها بر او و همسرش افزایش پیدا کرده و دوباره تمام ارتباطات محدود تلفنی او با خانواده و دختران نیز به طور کامل قطع شده است.
حبس خانگی میرحسین موسوی، زهرا رهنورد به همراه مهدی و فاطمه کروبی، از چهرههای سرشناس مخالف دولت وقتی آغاز شد که ۲۵ بهمن سال گذشته از طرفدارنشان خواستند در حمایت از حرکتهای اعتراضی مردم مصر و تونس به خیابان بیایند.
راهپیمایی ۲۵ بهمن دو کشته (به روایتی سه کشته)، دهها زخمی و شمار زیادی بازداشتی برجای گذاشت.
حصر خانگی رهبران مخالف دولت، با اعتراض چندین باره نهادهای حقوق بشری بینالمللی روبهرو شده است.
با این حال، آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی تاکنون درمورد بازداشت خانگی رهبران مخالفان حکومت اظهارنظر نکرده است.
شغل در ایران هنرمند
شغل در کانادا کارگر ساختمانی
نمایش آثار هنری در ایران و چندین افتخار جهانی فقط در مدت کمتر از دوسال بعداز طراحی کاریکاتور . کاریکاتوریست سابق گل آقا و ملون و همکاری با نشریه شاهد کودکان. دانشگاه آزاد سازمان تبلیغات .حلال احمر. جهاد پشتیبانی . راه آهن تهران .
نمایش هنری و موفقیت هنری در کانادا که از طرف دولت صورت گرفته باشد نیست چون ازسال ۱۹۹۵ که به در خواست سفارت آمریکا و محبت آنان ایران را هنرمند ترک وطن کرده مرتب حمالی کردن و توهین شنیدن و بی خانمانی و زندگی زیر ظلم جامعه نژاد پرست کانادا بوده است .
هیچ یک از مراکزی که آثار هنری و عکاسی هنرمند را مجانی انتشار می دهند هنوز به هنرمند حسین حاجی آقا کمکی نکرده اند .
o this is why Pro-russian marxists started to pave the road
So that was why por-russian marxists attacked Karroubi
هواداران دیکتاتوری پرولتاریا به توجیه خشونت تئوریزه شده بر اساس اعتقاد ایدیولوژیک مشغول هستند . خشونت به مثابه اندیشه راهنما و شیوه عملکرد . خیلی مذبوحانه خشونت ایدیولوژیک خودشان را با جنگ ها مقایسه میکنند و یا انقلابهایی که در اثر
حا کمیت یک دیکتا توری جنایتکار از جنس خود اینها ( قذافی ) در پرده آخر ناچارا دست به اسلحه میبرد . سوال میکنند کدام مدرک وجود دارد که مجاهدین و فداییا ن خشونت کردند ؟
مطلب بسیار ساده است :
آیا کسی هرگز مدعی شد که گاندی پیروان خودش را آزار و اذیت میکرد ؟ نه ! چون چنین ادعایی خنده دار است . آیا غیر از این است که یکبار که جمعی از هواداران او خشونت کردند علیه ماموران استعمار انگلیس ، به ان خشونت ها اعتراض کر د؟ نه ! آیا وقتی بین مسلمانان و هندوها خشونت شد روزه سیادسی نگرفت تا دم مرگ ؟ چرا !
آیا کسی مدعی شد مصدق همفکران خودش را آزار و اذیت میکرد ؟ مردم را شکنجه میکرد ؟ نه !
آیا کسی مدعی شد واتیسلاو هاول یا لخ والسا همفکران خوشان یا مخالفین را ترور کردند ؟ نه !
آیا کسی مدعی شد بازرگان مخالفین اش را به زندان اوین انداخت و شکنجه کرد ؟ نه !
آیا کسی مدعی شده که در نهضت آزادی ، جاما ، جبهه ملی ، حزب ملت ایران ، .... همرزمان خود شان را ترور کردند ؟ نه !
آیا کسی مدعی شد که اردوغان ، مهاتیر محمد ، آن سانگ سوچی ، دکتر لی ، .... همرزمان خوشان را ترور میکردند ، یا دگر اندیشان را شکنجه میکردند ای با صدام و قذافی سر و سر داشتند ؟ نه !
آیا حتا در این حزب جمهوری اسلامی همرزمان خودشان را شکنجه کردند و کشتند ؟ آنهایی را که مساله دار شده بودند تحت فشار های روانی گذا شتند ؟ آنها را زندانی و ترور کردند ؟ نه !
حالا :
آیا فدائیهای خلق و مجاهدین و پیکار و حزب توده پیروان خودشان را آزار و ترور نکردند ؟ بله ! آیا فدائیان دو چریک عاشق و چریکی را که فکر میکردند جاسوس است اعدام نکردند ؟ چرا ، آیا ۴ تا ژاندارم را نکشتند ؟ چرا ، آیا چه گوارا ۵۰۰ نفر را بدون دادگاه نکشت ؟ صد البته ، آیا مجاهدین چند آمریکایی را نکشتند ؟ چرا ؟ آیا مجا هدین چند تا بچه موتور سوار نفرستادند هر کسی که ریش داشت و نماز جمعه میرفت یا عضو بسیج بود یا به جبهه رفته بود را نکشتند ؟ آیا هیچ اشتباهی صورت نگرفت ؟ آیا این افراد در دادگاه های صالحه محکوم شده بودند ؟ آیا با کشتن ۴ تا بسیجی رژیم ساقط میشد ؟ آیا هر بمبی که گذاشته شد مجاهدین مسوولیت آنرا فورا قبول نکردند ( حتا آنهایی را که کار آنها هم نبود ) ؟ چرا ! حالا میگویند مدرک بدهید ؟ سازمانی که بر اساس خشونت انقلابی مقدس پایه ریزی شده ، هدف ایدیو لوژیک ان تصاحب قدرت به زور است و مستقر کردن دیکتاتوری پرولتاریا و پیشنمازش کاسترو است و چه گوارا ! جز جنایت و ترور و دیکتاتوری و سرکوب و خفقان و سانسور اگر چیز دیگری برای ملت ایران به ارمغان بیاورد باید تعجب
کر د !
اگر قذافی و اسد مثل شاه و مبارک و بن علی بعد از دیدن مخالفت مردم میرفتند نیازی به خشونت و دخالت خارجی هم نبود !
اما مشکل همین جاست : همه خشونت ها از دید کسی که خشونت میکند توجیه میشود . حتا قذافی ، اسد ، هیتلر ، استالین ، مائو ، چاو شسکو ، میلوشوویچ ، عز الدین حسینی ، حزب دموکرات کردستان ، پژاک ، طالبان ، پ ک ک ، جند الله ، ... خشونتی را که میکنند توجیه میکنند ! بسیاری مورد هم میگویند سندش کو ؟ کی گفته ما مردم عادی را میکشیم ؟ اصلا خود دشمنان ما اینکار را میکنند گردن ما می اندازند !
اما کسی که خشونت را تئوریزه نمیکند نیازی به خشونت ندارد . چه قبل و چه بعد از رسیدن به قدرت .
جنگ ها با انقلاب ها قابل قیاس نیستند . چون در جنگ ها یک کشور خارجی با یک کشور دیگر در گیر است . مرز وجود دارد . معلوم میشود چه کسی جنگ را آغاز کرده چه کسی دفاع میکند . در پایان ان هم معلوم میشود چه کسی برنده و بازنده بوده و خشونت هم با پایان جنگ تمام میشود . خشونت علیه خارجی است نه مردم خود کشور .
اما وقتی گروه هایی میخواهند انقلاب کرده و قدرت را به دست بگیرند و راه خشونت را برمیگزینند مرزبندی ها در هم میرود . هر دو دسته در یک کشور هستند ، گروه خواهان قدرت دسترسی به اخبار و رسانه به اندازه صاحبان قدرت ندارد . اگر گروه مبارزه کننده دست به خشونت بزند ولو آنرا توجیه کند قدرت حاکم به راحتی میتواند آنرا مخدوش و سرکوب خود را توجیه کند . در نتیجه امکان اینکه اکثریت مردم به گروه مبارز بپیوندند ضعیف میشود . بعد نیروی مبارز باید از قدرت خارجی کمک بگیرد و چرخه خشونت گسترده تر میشود . تازه اگر مبارزین به قدرت برسند مورد قبول اکثریت نیستند . مجبورند باز توجیه کنند که دشمن سابق ما هنوز خطر ناک است ، ما در حال انقلاب هستیم ، آنهایی که علیه نظام ما حرف میزنند یا عمل میکنند همان عوامل رژیم سابق هستند ، باید بیرحمانه با ضد انقلاب برخورد کرد ، باز همان اش و همن کاسه !
به همین دلیل است که این گروه ها ( مجاهد و فدایی ) همین الان هم حقی برای بقیه قائل نیستند ! هواداران خودشان را طوری تربیت کرده و مغز شویی میکنند که انگار آنها عقل کل هستند و تنها مبارز واقعی و تنها حامی خلق و تنها حامی اقوام و تنها ضد امپریالیست و .... تا جایی که پیروان آنها خودشان را برای رهبری آتش میزنند !
شما فردا چه گونه میخواهید به این فرد بگویید که حق شما را رعایت نکرده و یا در فلان مورد شما با ا و مخالفید ؟ رهبرش پیش کش !
فرض کنید این فرد رئیس یک پاسگاه است ، یا رئیس یک اداره ، یا دم مرز نشسته ، یا مسول یک زندان است ! شما هم یک نفر هستید که معتقدید مالکیت خصوصی چیز خوبی است . یا سرمایه داری موجب رشد میشود ، یا در غرب آزادی واقعی هست ، یا چه گوارا مثل خلخالی قاتل است یا .... به چه جراتی یا تضمینی میتوانید با این مغز شسته ها ( که اشتباهاتشان را امروز که در قدرت نیستند نمی پذیرند ) فردا که د رقدرات هستند روبرو شوید ؟
اینها یک قذافی یا اسد دیگر تحویل شما میدهند
همه را سرکوب خونین میکنند
تا جایی که باید با چراغ دنبال همین خا منه ای بدوید . دقیقا همن گونه که امروز دنبال شاه میدوید از ترس خامنه ای .